مبانی نظری حج وقصد قربت

مبانی نظری حج وقصد قربت
رشته تحصیلی : مبانی و پیشینه نظری

فرمت فایل : docx

تعداد صفحات : 22

حجم فایل (به کیلوبایت) : 37

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 17000 تومان

خرید و دانلود

مبانی نظری حج وقصد قربت

 

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

بخش هایی از محتوای فایل پیشینه ومبانی نظری:

 

فهرست مطالب:


مفاهیم لغوی حج
جمع بندی و نتیجه گیری
مفاهیم اصطلاحی حج
ویژگی های کعبه
بیت عتیق
ملجأ ومرجع مردم
مفهوم نیت و عمل خالص از منظر امام صادق
حج و قصد قربت
پاداش قصد قربت در حج
تلبیه
طواف
مفهوم طواف
پیشینه طواف
شباهت طواف و نماز
تفاوت نماز و طواف
رسیدگی به حاجت مؤمن ،مجوز قطع طواف
حجر الاسود
مقام ابراهیم
زمزم
پیشینه چاه زمزم
صفا و مروه
راز تسمیه صفا و مروه
عرفات
مشعر
راز تسمیه مشعر
منا
راز تسمیه منا
اعمال منا
امام حسین و حقیقت منا
    منابع و مآخذ

بخش اول: مبانی نظری
مفاهیم لغوی حج
1.معنای واژه ی عربی حَج یا حِج، دلیل و برهان آوردن و امری مهم راقصد کردن،ذکر شده است.(میر ابوالقاسمی،1389،ص1)
2.حج: قصد کردن،آهنگ کردن،باحجت و دلیل بر کسی غالب شدن،آمد و شد کردن باکسی،قصد بیت الله کردن،قصد طواف کعبه کردن،به زیارت کعبه رفتن.(عمید،1375،ص926)
3.حج:آهنگ کردن،آهنگ کردن به چیزی،قصد،غلبه کردن به حجت بر کسی،منفعت کردن،شاد شدن،باز داشتن،معاد،برّ،قصد طواف کعبه کردن به نیت عبادت و به جای آوردن آن،زیارت خانه ی خدا با شرایط معلوم.(دهخدا،1377،صص8685-8684)

جمع بندی و نتیجه گیری
به نظر می رسد همه ی معانی حج در این قسمت به سه معنی باز گردد:
1.قصد و آهنگ کاری را کردن
2.رفت و آمد
3.پیروزی دراستدلال،که دو معنی اول متناسب با معنی اصطلاحی آن است.(شربتی،1383،ص4)

مفاهیم اصطلاحی حج
1.حج از مهمترین احکام عبادی ویکی از ارکان اسلام است،که در ماه ذیحجه ی هرسال با مراسمی مخصوص و باشکوه در مکه برگذار می شود.(میر ابوالقاسمی،1389،ص1)
2.مراد از حج در متون و منابع اسلامی،از جمله منابع فقهی،عازم شدن به سمت بیت الله الحرام به منظور به جا آوردن اعمال و عباداتی ویژه در زمانی خاص است.به تعبیربرخی فقها،اصطلاح فقهی حج بر مجموعه اعمالی دلالت دارد که در مکانهایی خاص در مکه انجام می شوند.(همان)
3. از جمله معانی شایع حج در منابع فقهی،به ویژه هنگامی که در برابر اصطلاح"عمره"به کار می رود،آن بخش از احکام و مناسک حج است که در چهارچوب مناسک عمره قرار نمیگیرد ودر حدیثی،مراد از تعبیر قرآنی "حج اکبر"(توبه،3)حج سال نهم هجری که مسلمانان و مشرکان با یکدیگر حج گزاردند ذکر شده است.به علاوه گاه مراد از حج اکبر،حج پیامبراکرم(ص)یا حجی که در آن،روز عرفه باجمعه مصادف شود،دانسته اند.همچنین تعبیر مذکور بر حج تمتع یا بخشی از مناسک آن و در برابر،حج اصغر بر عمره تمتع اطلاق شده است.منظور از روز حج اکبر(یوم الحج الاکبر)در احادیث،روز عید قربان و نیز روز عرفه(روز نهم ذیحجه)دانسته شده است.(همان)
4. حج:زیارت بیت الله در مکه که بر هر مسلمان بالغ و عاقل و تندرست اعم از مرد و زن به شرط داشتن استطاعت،در تمام مدت عمر،یک مرتبه واجب است.حج بر سه قسم است:حج افراد،حج قران و حج تمتع.حج افراد و قران برای مردم مکه و کسانی است که در فاصله ی 16فرسخی مکه یا کمتر از آن،اقامت دارند و باید در خانه ی خود یا در میقات پیش از مکه احرام بگیرند.حج تمتع برای کسانی است که در بیش از16فرسخی مکه اقامت دارند و باید از میقات احرام بگیرند و به مکه بروند و همینکه خانه های مکه را ببینند تلبیه بگویند و هفت مرتبه طواف کعبه کنند.(عمید،1375،ص926)
5. در فقه اسلامی:مجموعه ای از اعمال که در مکه و اطراف آن به جای می آورند.حج عبادتی است که اقدام به ان در صورت وجود استطاعت مالی و صحت مزاج و امنیت،واجب و هرشخص بالغ و عاقلی،مکلف است در تمام عمر،یک مرتبه آن را اتیان کند.(دهخدا،1377،صص8685-8684)
6. فاضل هندی گوید:حج به قصد خانه خدا در مکه با انجام مناسک مخصوص در نزدیک خانه خدا است.(موحدی،1377،ص7)


ویژگی های کعبه
«إنّ أوَّلَ بَیتِ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهٍ مُبارکاً وهُدیً لِلعالَمین»(آل عمران،آیه96)
الف) نخستین خانه
شایدتصور شود که کعبه نخستین خانه ای است که بنا شده وقبل ازآن خانه ای وجود نداشته است. این مطلب ازظاهر آیه استنباط نمی شود. فخر رازی معتقد است: «آیه دلالت نمی کند که کعبه اولین خانه ای است که خداوند تعالی خلق کرده است و بدینسان حاکی از آن نیست که اولین خانه ای است که در زمین پدید آمد. بلکه آیه دلالت می کند که آن اولین خانه ای است که برای مردم وضع شده است واینکه برای مردم وضع شده اقتضا می کند که میان همه ی مردم مشترک باشد، اما سایر خانه ها، هرکدام اختصاص به فردی ازمردم دارد. واینکه خانه بین خانه بین همه مردم مشترک است،این اشتراک به ثمر نمی رسد،مگرهنگامی که خانه برای طاعات وعبادات وقبله مردم باشد.» ظاهراً این تفسیرباظاهرآیه بیشترسازگاری دارد.حضرت علی (ع) نیزدرتوضیح اولین خانه می فرمایند: «مَعناه إنّ أوَّلَ بَیت وُضِعَ لِلعباده... » براساس این تفسیر ،این خانه درمبارک بودن وهدایت خلق ومحل عبادت بودن اول است.
ب) خانه مبارک
ویژگی دیگر خانه این است که مبارک است. لازم است درمعنای مبارک اندکی تأمل کنیم تا ازفروغ کعبه بهره بیشتری ببریم.
- راغب می گوید: «برکت، ثبوت خیرالهی است درچیزی ومبارک چیزی است که درآن ،این خیر وجود دارد.... وچون خیر الهی از جایی وبه صورتی صادر می شود که احساس نمی گیرد وبه گونه ای است که شمرده نمی شودومحدودیتی ندارد، به هرچیزی که ازآن ،افزونی غیر محسوس مشاهده شود، مبارک گفته اند.»
- علامه طباطبایی (ره) درتوضیح مبارک می گوید: «کعبه مبارکه، مفاعله از برکت است که عبارت باشد ازخیر کثیر. پس کعبه رامبارک می گویند، چون خیر فراوان وزیادی برآن افاضه ودرآن قرار داده شده است واگرچه مبارک بودن خانه کعبه، شامل برکات دنیوی واخروی هردو می شود، لیکن با درنظر گرفتن تقابلی که با جمله «هدیً للعالمین» پیدا کرده، روشن می شود که مراد ازآن تنها برکات دنیوی است، که عمده وفور ارزاق وتوجه مردم به عمران وآبادی آن به واسطه حج است. بنابراین مبارک شدن کعبه، همانا جامه عمل پوشانیدن به دعای حضرت ابراهیم است که درآیه « رَبَّنا إِنّی أَسکَنتُ مِن ذُرِیَّتی بِواد غَیرِ ذی ذَرع عِندَ بَیتکَ المُحرَّم ربَّنا لیُقیموا الصَّلوه فَاجعَل أفئِده مِنَ النّاسِ تَهوی إلیهِم وارزُقهُم مِنَ الثّمَرات لَعَلَّهُم یَشکُرون» به آن تصریح شده است.
به هرحال این نکته که «مبارکاً» برکات دنیوی رادربر می گیرد وقابل قبول است. اما اینکه برکت خانه تنها محدود به دایره حرم ومکه باشد پذیرفتنی نیست، ازاطلاق آیه برمی آید که برکت خانه برای ناس وهمه مردم بوده ودامنه اش وسیع وگسترده است.
ج) هدایت عمومی وهمگانی
«هدی اللعالمین» کعبه عامل هدایت جهانیان است. هدایتش به ساکنین مکه ویا به حجاجی که از دور ونزدیک به زیارت آن می آیند، محدود نمی شوند، که همه رادر برمی گیرد. وحتی محدود به دوران اسلام هم نمی شود. قبل از بعثت پیامبر(ص) هم علی رغم آنکه مراسم حج آلوده به خرافات ونادرستیهابود، مع ذلک جلوی پاره ای از کجروی ها را می گرفت وجایگاه هدایت بود. کعبه درحقیقت مسلمانان رابه سعادت دنیوی که همان وحدت کلمه ویگانگی امّت باشد، رهبری وغیرمسلمانان راهم بیدار می کند تابه نتایج وحدت اسلامی وهماهنگی قوای مختلف ومتشتّت آن پی برده، از خواب غفلت بیدارشوند. ازاینجا دانسته می شود که اولاً هدایت وراهنمایی آن، هم راجع به سعادت دنیوی است وهم اخروی، چنان که نحوه ی هدایتش عمومیت داشته، جمیع مراتب هدایت راشامل می شود، ثانیاً هدایتش مربوط به عالم خاص ودسته مخصوصی چون فرزندان ابراهیم یا عرب یامسلمانان نبوده بلکه شامل تمام جهانیان است.(حسینی کشکوئیه،1372،صص40-35)
بیت عتیق
« ولیطَوَّفوا بِالبَیتِ العَتیق»(حج،آیه29)
«ثُمّ محلّها إلی البَیتِ العَتیق»(حج،آیه23)
ازاوصافی که قرآن کریم برای کعبه درسوره حج بیان نموده است، عتیق است. این کلمه دو باردر قرآن کریم آمده است.
چند معنی برای عتیق ذکرشده است: قدیم، کریم، آزادو... .
مفسرین درخصوص تعبیر خانه به بیت عتیق، چنان که درقرآن مجید وارد است« ولیطوفوا باالبیت العتیق»_ دارای اقوالی مختلف اند:
1.اولین معنا همان (قدیم) بودن آن است که درقرآن نیز بدان اشاره شده: «إنَّ أَوَّلَ بَیتِ وُضِعَ لِلنّاسِ.»
2.علامه طباطبایی درالمیزان درخصوص عتیق می نویسد: به خاطر قدمت این خانه، عتیق نامیده شده است. چراکه ازبنای این خانه 4000 سال می گذرد، پس این خانه اولین وقدیمی ترین خانه است. (زیرک،1388،ص91)
3.بعضی آن راازعتیق مشتق شده ازعتق شمرده اند که به معنی آزاد است وخانه را ازاین جهت عتیق دانند که ازخرید وفروش آزاد است.
4.برخی گفته اند: از آن جهت عتیق است که ازحوادث طوفان آزاد مانده ویا ازشر جباران وتعرض ایشان آزاد است.(سحاب،1358،ص21)
5.درسوره حج این خانه، خانه عتیق نامیده شده ،چه از زمان حضرت آدم تاکنون محل اجتماع انسان ها بوده وآیندگان بامشاهده آثار وجای پای پیامبران وپیشینیان، خودرا با آنان همگام ودریک مسیر می بینند وبا همه انسان ها درطول تاریخ احساس همبستگی می کنند.(بی آزارشیرازی،1379،ص16)
6.عتیق یعنی آزاد وعتق یعنی آزادی، این خانه آزاد است، نظیر دیگر مساجد نیست که گاهی ملک کسی باشد وگاهی مسجد ساخته شود. خانه ای است که ابداً ملک کسی نشده ومالکی جزخدا نداشته وندارد. خانه ای است که از رقیّت ومالکیت وملکیّت غیر خدا آزاد است. طواف اطراف این خانه، انسان را آزاد می کند که ملک کسی نشودوبنده کسی نگردد، نه ملک مالک درون شود ونه ملک مالک برون.(آملی،1380،ص10)
7.راغب، عتیق را این چنین معنا می کند: « العتیق المتقدّم فی الزّمان أوالرّتبه » وبه خاطر همین است که کریم وقدیم را عتیق گویند وبه کسی که ازبندگی آزادشده عتیق گویند.(راغب،1362،ص321)
8.ازمعانی عتیق (کریم) است. علت نامگذاری خانه را به بیت عتیق به خاطر کریم بودن آن ذکر کرده اند: «قیل لِأنّه بَیتٌ کریمٌ{ نبّاه کریم } کما یقال: عتاق الخیل (والعیر) للکَریم منهُما» این معنا گرامی بودن وشرافت خانه وفضیلت آن را برسایر خانه ها می رساند.(حسینی کشکوئیه،1372،ص44)
پس می بینیم که عتیق دارای معانی گوناگون است واشکال ندارد که همه آن معانی رادر برداشته باشد.


ملجأ ومرجع مردم
«وإذا جَعَلنا البَیت مَثابه للنّاسِ وأمناً... »(سوره بقره،آیه125)
ازجمله مشخصات بیت این است که (مثابه للنّاس) است.
- (مثابه )به معنی مرجع وبازگشتگاه هست، محلی که هرساله مردم بدان رجوع می کنند.(حسینی کشکوئیه،1372،ص47)
- طبرسی وجوه مختلفی درتفسیر« مثابه للنّاس » بیان می کند.از جمله اینکه: مردم هرسال به کعبه بازمی گردند –یعنی اینکه این امر تنها یکبار در زمان برمردم نیست این قول از حسن است- ودر خبر وارد شده که هرکس ازمکه برمی گردد وقصد حج درسال بعد راداشته باشد عمرش افزوده می شود وهرکس ازمکه خارج شود وقصد بازگشت به سوی آن رانداشته باشد اجلش نزدیک می گردد وگفته شده معنایش این است که حج انجام می دهند ودوباره به آن بازگشت می کنند ونیز گفته شده : مثابه ،پناهگاه وملجأ ونیز محل اجتماع است. معلنی مختلف تأویلش این است که پی درپی به مکه مراجعه وبازگشت می کنند.(مجمع البیان،ج1،ص204)
مفهوم نیت و عمل خالص از منظر امام صادق
ازجمله مباحثی که درنظام عبادات جایگاه ویژه ای دارد، موضوع نیت وقصدقربت است. قرآن کریم هدف خلقت انسان راآزمایش برای مشخص شدن انسان هایی که عمل نیکو وخالص انجام می دهند، بیان می کند: «.... خَلَقَ المَوت والحَیوه لِیَبلُوَکُم اَیٌّکُم اَحَسنُ عَمَلاً... »
امام صادق(ع) عمل صالح رااین گونه تعریف نموده اند: «والعَمَل الخالص، اَلَّذی لاتُریدُ أَن یُحمَدک عَلَیه أَحَداً الا الله عَزَّوَجَلَّ والنیَّهٌ افضَلُ مِنَ العَمَلِ ،ألا وَإِن النیّه هِیَ العَمَل ،ثُمَّ تلاقولَه عزَّوجلَّ "قُل کلُّ یَعمَل عَلیَ شاکِلَته"یعنی علی نیّته». عمل خالص آن است که انسان نخواهدکسی غیراز خداوند متعال اورابه خطرعمل خیرش ستایش کند.
دقیقاً به علت اهمیت زیاد نیت است که امام علی آن را افضل ازخودعمل می شمارند.یعنی اگرنیت نباشدویا خالص نباشد، عمل وشکل آن ارزش نداردودرجمله بعدی می فرماید نیت درواقع اصل است، یعنی عمل بدون نیت خالص، به قدری بی ارزش است که بدون نیت، گویی عملی نیست و در حدیث دیگرحضرت رسول فرموده اند: « نیت المؤمن خیر من عمله ونیت الکافرشرّ من عمله وکل عامل یعمل علی نیّته».
برهمین اساس درعلم اصول فقه ،واجبات رابه تعبدی وتوصلی تقسیم کرده اند.درواجب توصلی فقط انجام و تحقق عمل مطلوب است وقصدونیت خاصی نیازنیست. درمقابل واجب تعبدی یاعبادات آن قسم واجباتی است که علاوه برانجام عمل، بایدباقصدقربت انجام گیرد. شکی نیست که حج یک واجب تعبدی است، یعنی انجام مناسک بایدهمراه باقصدقربت باشدوبدون نیت خاص.(زیرک،1388،ص207)
درقصدقربت همین مقدارکافی است که مکلف درمتن عمل ازآغازتا انجام چنین نیت کند که این کار رابه دستورخداوند انجام می دهم. چنین کاری درعبادی بودن آن عمل ،کفایت می کند.(جوادی آملی،1383،ص176)
حج و قصد قربت
حج( تمتع، قران وإفراد) وعمره ازعناوین قصدی وقربی است. ازاین روباید درآن به دوچیزتوجه وآن را قصد کرد، یکی عنوان عمل ودیگری غایت وهدف آن که تقرب به خدا است.همه ارکان واجزای زیرمجموعه این عناوین نیزقصدی است وهمچون خودحج وعمره امتثال آن ها بدون قصدعنوان مخصوص به هرکدام حاصل نمی شود؛ البته همان قصداجمالی اول که سایه افکن برامورمذبورباشد کافی است.(جوادی آملی،1383،ص176)
پاداش قصد قربت در حج
قالَ الصادقُ (ع): «لَمّا حَجَّ موسی نَزَلَ علیهِ جِبرئیلُ فقالَ لَهُ موسی یاجبرئیل ... ما لِمَن حج هذا البیتَ بنیَّه صادقهِ ونَفَقَهُ طیبه؟ قال: "فَرَحَجَّ إلَی اللهِ عزوجل ، فَأوحَی الله تعالی إلیه"قُل لَهُ: أجعَلَه فِی الرَفیقِ الأعلی مع النَّبیینَ والصِّدیقینَ والشُّهداءِ والصّالحینَ وحَسُنَ اُولئِک رفیقاً؛امام صادق فرمودند: هنگامی که موسی حج انجام داد،جبرئیل بروی نازل شد، سپس موسی به اوگفت :ای جبرئیل برای کسی که حج این خانه رابانیتی صادق وهزینه ای پاک به جای آورد، چه پاداشی مقررشده است؟ جبرئیل بدون پاسخ به سوی خداوند عزوجل بازگشت وپاسخ آن راجویاشد. خداوندبه او وحی کردوفرمود: به اوبگو وی رادرملکوت اعلی همراه وهمنشین باپیامبران وصدیقان وشهیدان وصالحان قرارخواهم دادواین ها همراهان خوب وشایسته ای هستند»(شالچی،1389،ص195)
درجایی دیگرمی فرمایند: « الحجِّ حجّان، حجُّ لِلله وحجُّ للنّاس، فَمَن حجّ للله کان ثَوابه علی اللهِ الجنّه ومن حجّ للنّاس کان ثوابه علی النّاس یوم القیامه؛ حج دونوع است ، حج برای خداوحج برای مردم. هرکه برای خداحج کند،پاداش اوبهشت است وهرکه برای مردم حج کند، درقیامت پاداش خود رابایداز مردم بگیرد»(قرائتی،1387،ص43)
امام سجاد (ع) می فرمایند: «من حجّ یُریدُ به وجه اللهِ لایُریدُ ریاءً ولاسمعهً غَفَرَلله؛ البته کسی که درحج هدفی جزخدانداشته باشد، ودرفکردیدن وشنیدن وستایش مردم نباشد، حتماًخدا اورا می بخشد» (همان)
تلبیه
یکی ازاجزای واجب عقداحرام ،تلبیه است. تلبیه ،ذکرمخصوصی است که بعدازاحرام نیزتا رسیدن به مکان معین یا فرارسیدن زمان خاص، تکرار آن مستحب است. تکرار تلبیه درهرفراز ونشیب ودرهرمعراج وحضیضی برای آن است که انسان درهرآنی ،آن عهد الهی خودرا تجدید کند.
شاید راز این که پیامبر مکرم اسلام مظهرعظیم ترین اسمای الهی است این باشدکه اوبهترین کسی است که حج گزارده وبه همه اسرارحج وبه ویژه تلبیه پاسخ داد. حج پیامبر موازی وبرابر معراج بود. چنان که امام صادق دربیان علت احرام پیامبرازمسجدشجره فرمودند:« چون آن حضرت به آسمان برده شدوبه موازات شجره رسید نداداده شد وآن حضرت گفت: لبیک،آن گاه ندارسید که آیا تورا یتیمی نیافته که درپناه خودجای دادیم؟ آیا تورادر کودکی دربیابان مکه ره گم کرده وحیران نیافته وراهنمایی نکردیم؟ آن حضرت گفت: « إنّ الحَمدَ وَالنِّعمَه وَالمُلکِ لَکَ لاشریکَ لَکَ»(جوادی آملی،1383،ص179)
طواف
یکی ازواجبات حج ،طواف بیت الله الحرام است. برهر انسان حج گزاری که حج تمتع به جای می آورد، سه طواف واجب است: طواف عمره تمتع ، طواف حج تمتع ، طواف نساء.
مفهوم طواف
طواف مصدر(طاف- یطوف)بوده ودر لغت گرد چیزی گشتن ودر اصطلاح پیرامون کعبه گردیدن است.(قاضی عسگر،1381،ص84)
پیشینه طواف
پیشینه طواف به هزاران سال قبل ازهبوط حضرت آدم به زمین بازمی گردد. فرشتگان درناحیه (ردم) ازآدم استقبال کرده، به اوگفتند: مادوهزار سال پیش ازتو به این خانه حج گزاردیم .آدم پرسید: شماهنگام طواف چه می گویید؟ گفتند: می گوییم:«سُبحانَ اللِه والحَمدُللله وَلا إلهَ اِلا الله واللهُ اکبر.»(همان،ص85)
در روایتی به نقل ازامام صادق(ع) آمده است: آن گاه که خداوند به ملائکه فرمود: «إنّی جاعل فی الارض خلیفه ،قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک ...»من در روی زمین جانشین قرارخواهم داد.فرشتگان گفتند: پروردگارا آیا کسی رادر زمین قرارمی دهی که فسادوخونریزی می کند؟ ماتسبیح وحمدتو رابه جای می آوریم.